روانشناسی معاملهگری یکی از عوامل کلیدی در موفقیت بلندمدت یک تریدر است. بسیاری از معاملهگران به دلیل ترس، طمع، اضطراب و انتقامجویی دچار اشتباهات بزرگی میشوند. ترس از ضرر باعث میشود که تریدرها زودتر از حد لازم از معامله خارج شوند، درحالیکه طمع ممکن است آنها را وادار کند که بیش از حد معامله کنند یا حد سود را رعایت نکنند. کنترل احساسات و داشتن یک ذهن آرام به کمک مدیریت سرمایه و رعایت قوانین استراتژی ممکن میشود. یکی از تکنیکهای مهم در روانشناسی معاملهگری، پایبندی به برنامه معاملاتی و جلوگیری از تصمیمات احساسی است. ژورنالنویسی میتواند به معاملهگر کمک کند تا الگوهای رفتاری خود را شناسایی و اصلاح کند. در نهایت، یک معاملهگر موفق کسی است که نظم، صبر و انضباط فکری داشته باشد و از تصمیمات عجولانه پرهیز کند.
شاید شما هم تا پیش از ورود به دنیای معامله گری، فکر میکردید که سود و ضرر کردن تنها وابسته به یک دکمه خرید / فروش است. یک معامله گر زمانی که پشت نمودار قیمتی قرار میگیرد، درحال مبارزه و غلبه بر احساسات خود است. احساساتی نظیر :
احساس وسوسه : «امروز بازار نقدینگی ندارد و نباید ترید کنم، امروز به اندازه کافی معامله کرده ام، اما یه موقعیت فریبنده میبینم و برای ورود به آن وسوسه میشوم!»
احساس ترس ورود به معامله: «میترسم تحلیلم اشتباه باشد و شکست بخورد! میترسم سرمایه ام را از دست بدهم!»
ترس از دست دادن فرصت (عجله در ورود به معامله) : «اگر اینجا وارد معامله نشوم، ممکن است دیگر موقعیت ورود پیدا نکنم و از بازار جا بمانم!»
احساس استرس : «هر حرکتی که بازار به سمت بالا یا پایین میکند، استرس میگیرم، نمیتوانم لحظه ای چشمانم را از چارت دور کنم»
طمع در زمان باز بودن معامله : «قیمت نزدیک به حد سود من است، پس حد سود را خارج از ستاپ معاملاتیام، جابجا و بیشتر کنم!» میتواند منجر به برگشت قیمت و فعال شدن حد ضرر یا ریسک فری شود.
طمع در ورود به معامله : «امروز به اندازه کافی سود کردم. اما کافی نیست، به بهانه سود بیشتر، مجدد باید وارد معامله شوم» احتمالا این پوزیشن به ضرر منجر شود! چرا که بدون فکر و صرفا از روی احساس طمع باز شده است. اگر هم به سود منجر شود، میتوان گفت که شانسی بوده است.
خود شیفتگی : «امروز ۲ معامله سودده داشته ام! پس احتمالا معامله سوم هم سودده خواهد بود! پس این معامله را با حجم بیشتر باز میکنم» اینجا دقیقا نقطه ضرر شما خواهد بود. چرا که احتمالا معاملات بعدی شما احساسی خواهد بود.
پذیرش ضرر (کینه توزی و انتقام): «امروز ۲ معامله ضررده داشتم، نمیتوانم این را بپذیرم، حتما باید ضرر هارو همین امروز جبران کنم، پس معامله جدید را با حجم بیشتر باز میکنم که ضرر های قبلی جبران شود» اینجا دقیقا شروع حس خصمانه پیدا کردن نسبت به بازار است.
معاملات احساسی و اجباری : «من فکر میکنم بازار به سمت بالا میرود. باید حداقل یک یا دو معامله امروز باز کنم، اگر باز نکنم ضرر کردم»
بی نظمی و آشفتگی ذهنی : «ذهنم درگیر مسائل و مشکلات مالی و … است! میز کارم آشفته و کثیف است! خارج از ساعت مشخص معاملاتی، پوزشن باز میکنم! هرکدام از معاملاتم دارای حجم متفاوت هستند! روی هرمعامله عدد متفاوتی ریسک میکنم! یک معامله روی طلا، یک معامله روی شاخص داوجونز، و یکی هم روی نفت، با حجم های مختلف و ریسک های مختلف!»
ناامیدی و از بین رفتن اعتماد به نفس : «امروز ۲ معامله ضررده داشتم، من به درد معامله گری نمیخورم، من برای اینکار ساخته نشدم، بازار الکی، کلاهبرداری یا قمار است! باید اینکار را ترک کنم»
شک و تردید : «نمیدانم اینجا وارد شوم یا نه، مطمئن نیستم، اما امتحان میکنم!»
اعتماد به نفس کاذب : «این هفته اکثر ترید های من سودده بوده اند، من معامله گر خوبی هستم و تمام تحلیل هایم درست از آب در میآیند. معاملات بعدی من هم قطعا سودده خواهند بود!»
خود فریبی با دلایل ساختگی : «بازار مطابق با تحلیل من پیش خواهد رفت»
هیجان زدگی : «چند دقیقه دیگر، خبر مهمی منتشر میشود، بگذار یک معامله در جهت خرید باز کنم، چون احتمالا قیمت بالا خواهد رفت!»
نقدینگی همواره در حال انتقال از جیب افراد عجول به جیب افراد صبور است. لذا غلبه بر عجله از مهمترین اصول روانشناسی این بازار است.
ترس از ضرر میتواند باعث شود تریدرها زودتر از زمان مناسب از معاملات خارج شوند یا از ورود به فرصتهای خوب جلوگیری کنند.
طمع میتواند تریدر را وادار کند که بیش از حد ریسک کند یا به امید سود بیشتر، مدت زمان زیادی در معامله باقی بماند.
پایبندی به استراتژی های معاملاتی و داشتن نظم فردی در پیروی از قوانین معامله گری بسیار مهم است.
تریدر ها باید بتوانند ضرر را به عنوان بخشی طبیعی از فرایند معامله بپذیرند و از افتادن به دام انتقام از بازار خودداری کنند.
آرامش ذهنی در مواجهه با نوسانات بازار و داشتن اعتماد به استراتژی ها باعث تصمیم گیری منطقی تر می شود.